الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

460

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )

دو شكل مىتوان بيان كرد : بيان اوّل : تغيير و تحوّل مستمر و هميشگى ، از ويژگىهاى عالم مادّه است . بلكه به اعتقاد بسيارى از حكما و فلاسفه تغيير و تحوّل از لوازم ذاتى غير قابل انفكاك عالم مادّه شمرده مىشود ( نظريهء حركت جوهرى ) و از آنجا كه انسان نيز در اين عالم زندگى مىكند ، اين تغيير و تحوّل ، خواه و ناخواه تمام شئون زندگى انسان ، روابط تازه و جديد وى با افراد ، جوامع يا دولت‌ها را شامل مىشود و اين حقيقت ، فقه را با دو پديدهء نو و تازه مواجه كرده است : پديدهء اوّل : موضوعات بكر و تازه‌اى براى احكام شرعى به وجود آمده ، كه در گذشته نبوده است ؛ مثلًا اسكناس از جملهء اين موضوعات جديد است ؛ چرا كه اسكناس چيز تازه‌اى است كه در سابق وجود نداشت و معاملات در گذشته معمولًا با طلا و نقرهء مسكوك صورت مىگرفت ، و تحوّلات جوامع بشرى و گسترش نيازهاى انسان موجب پيدايش پول‌هاى كاغذى شد . پديدهء دوم : موضوعاتى كه در گذشته نيز وجود داشت ، و اصل موضوع تازه به شمار نمىرفت ، امّا شرايط و قيود و ويژگىهايى بر آن عارض گشت كه آن را با گذشته متفاوت كرد و آن را موضوعى تازه جلوه داد . مثلًا همان گونه كه گذشت ، اعضاى بدن انسان و خون در گذشته قيمت و ماليّت نداشت . امّا اكتشافات جديد و تحوّلات تازه در علم پزشكى ، منافع فراوان آنها را روشن ساخت ؛ منافعى كه در خون ، اجزاى مردار و مانند آن كشف شد به اين موضوعات ارزش و اعتبار و ماليّت بخشيد ، به گونه‌اى كه امروز - همانند ساير كالاها - بلكه به قيمت گزاف خريدوفروش مىشود ! بدين جهت بر فقيه لازم است كه حكم شرعى اين دو پديده - كه محصول اجتناب‌ناپذير تحوّل و تغيير دائمى جهان مادّه است - را از دل منابع اسلامى بيرون بكشد ، و به بحث پيرامون موضوعات قديمى گذشته كه در كتب فقهاى پيشين مطرح شده ، قناعت نكند . بيان دوم : آيين اسلام از جهات مختلف با اديان ديگر متفاوت و داراى امتيازات و برجستگىهاى خاصّى است . از جمله ، مىتوان به شمول و گستردگى آن نسبت به تمام زواياى زندگى بشر اشاره كرد . شريعت اسلامى مقيّد به زمان معين ، و مكان خاصّى نمىشود و اختصاص به گروه ويژه‌اى از مردم و قوم و رنگ و نژاد و كشورهاى معيّنى ندارد ؛ زيرا پيامبر صلى الله عليه و آله براى تمام مردم در تمام كرهء زمين مبعوث گشته و همهء نژادها و اقوام و خلاصه تمام انسان‌ها در هر نقطه‌اى از زمين و در هر عصر و زمانى ، مخاطب خطاب‌هاى آن حضرت هستند . بنابراين ، جهان شمولى اسلام يك ادّعا نيست ، بلكه علاوه بر ادلّهء عقلى كه در اين زمينه وجود دارد و علاوه بر آنچه كه از احكام و قوانين شريعت اسلام بدست مىآيد ، آيات و روايات فراوانى نيز اين حقيقت را تأييد مىكند . آنچه از قرآن مجيد استفاده مىشود را مىتوان در سه گروه جاى داد : گروه اوّل : آياتى از قرآن مجيد كه صراحت در عموميّت مكانى ، بلكه زمانى اسلام دارد و مخاطبين آن عالميان و ناس است ، مانند :